دوشنبه 25 مهر 1390

تعریف حكمرانی شایسته

 

مفهوم حكمرانی شایسته برای مدت طولانی، حول محور اداره‌ یك سازمان یا یك حكومت می‎گشت. برای نمونه فیلیپ سلزنیك١ مفهوم حكمرانی را در مطالعات خود در خصوص سازمانهای صنعتی توسعه داد، ولی بعدها مفهوم حكمرانی شایسته در برنامه‎های توسعه جای پای محكمی برای خود بدست آورد و سپس در حوزه حقوق بشر نیز مطرح شد. 2

"حكمرانی فرایندی است كه به موجب آن نهادهای عمومی امور عمومی را اداره و منابع عمومی را مدیریت می‎نمایند و تحقق حقوق بشر را تضمین می‎نمایند. حكمرانی شایسته این امر را به نحوی فارغ از سوء استفاده و فساد و با توجه شایسته به حاكمیت قانون سامان می‎دهد."

روش درست در آزمون یك حكمرانی، از این نظر كه حكمرانی شایسته هست یا نه؟ اندازه‎گیری میزان برخورداری مردم از حقوق مدنی و سیاسی و حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی است. سؤال كلیدی در این آزمون این است كه آیا نهادهای حكمران به نحوی مؤثر حق بر بهداشت، مسكن، غذا، آموزش، امنیت و سایر حقوق را تضمین می‎كنند؟

 

مفهوم حكمرانی شایسته توسط گروه كاری كمیسیون حقوق بشر با پنج صفت كلیدی مشخص شده است.  كمیسیون حقوق بشر برای تحقق حكمرانی شایسته پنج عنصر شفافیت، مسئولیت، پاسخگویی، مشاركت و تأثیرپذیری براساس نیازهای مردم را لازم می‎داند. با وجود این پنج عنصر در واقع محیطی مهیا می‎شود كه در آن برخورداری از حقوق بشر و توسعه مناسب انسانی میسر می‎شود.

حكمرانی شایسته با مشخصه‎هایی كه ذكر شد، در سطح ملی و جهانی می‎تواند فرایند توسعه را طوری سامان دهد كه نهاتاً به حذف فقر بیانجامد.  "با این وجود، هنوز تعریفی از حكمرانی شایسته كه كاملاً اتفاق نظر بر آن وجود داشته باشد، به عمل نیامده است و در مفهوم و محتوای آن نیز اختلاف سلیقه وجود دارد. برای نمونه كشورهای اعطا كننده كمك‎های مالی به كشورهای جهان سوم نظیر سوئد بیشتر از بانك جهانی و صندوق بین‎المللی پول معتقد به دخالت دولت در امور اقتصادی هستند. آژانس توسعه سوئد در بولتن خود كه به بحث در خصوص «گزارش توسعه جهان» (1997) می‎پردازد، تأسف خود را از اینكه گزارش، موضوع نقش دولت را در پیشبرد برابری اجتماعی و اقتصادی به روشنی مشخص نكرده، ابراز داشته است و در كل، كشورهای اسكاندیناوی به دخالت بیشتر دولت در تحقق حكمرانی شایسته معتقدند." 3

از طرف دیگر، كشورهای آسیای جنوب شرقی و در رأس آنها ژاپن به آژانسهای اقتصادی قوی تأكید دارند. از این نظر، مفهوم حكمرانی شایسته به یك سبد غذایی شباهت دارد كه هركس آنچه را كه انتخاب می‎نماید در آن جای می‎دهد، كشورهای اسكاندیناوی، رفاه اجتماعی و حقوق بشر و ژاپن آژانسهای اقتصادی قوی را و بنابراین هر دو می‎توانند از آن غذا بردارند. 4

با وجود این، یك اتفاق نظر كلی در جوامع توسعه یافته در این خصوص وجود دارد و آن تأكید بر حقوق بشر، دموكراسی، مسئولیت پذیری، پاسخگویی و شفافیت از یك طرف و تأكید بر توانمندی، اثربخشی و كارایی از طرف دیگر است. 5 مسلم است حكمرانی كه منجر به فقر، خفقان، استبداد و به عبارتی نقض حقوق بشر در تمام یا برخی از ابعاد آن بشود، نمی‎تواند حكمرانی شایسته تلقی شود. حكمرانی شایسته باید امور عمومی را به نحوی هدایت نماید و منابع عمومی را چنان مدیریت نماید كه در نهایت منجر به بهبود برخورداری افراد از حقوق بشر در تمامی ابعاد آنها بشود در یك جامعه فقیر با انسانهای گرسنه برخورداری از حقوق بشر معنی نخواهد داشت و از این نظر حكمرانی شایسته فرایندی است كه گردانندگان نهادهای عمومی با اداره امور عمومی فارغ از فساد و سوء استفاده و با مدیریت صحیح و علمی، استعدادهای انسانی و منابع طبیعی را به سوی رشد و توسعه سوق داده و برخورداری از حقوق بشر را برای افراد   امكان‎پذیر نمایند.

با تمامی این تفاسیر حكمرانی شایسته اصطلاحی است كه هنوز محل نزاع است و اگر چه بسیاری از مفاهیم یا عناصر و تعریف آن مدتها است كه در ادبیات دموكراتیكی ارائه می‎شود، اما اجماع جامع و دقیق از این اصطلاح وجود ندارد. مؤسسات و سازمانهای بین‎المللی هركدام حكمرانی شایسته را براساس علایق و حوزه تمركز ویژه خود تعریف می‎كنند. تعریف گسترده‌ حكمرانی شایسته مستلزم عملكرد و رفتار خوب از سوی مقامات سیاسی، اقتصادی و مدیریتی در یك كشور است و فقط با دولت تعریف نمی‎شود بلكه بخش خصوصی و جامعه مدنی را نیز شامل می‎شود.

"حكمرانی خوب مستلزم برقراری دموكراسی، حاكمیت قانون و احترام به حقوق بشر و برقراری مدیریت كارا و پاسخگو است و مكانیسم‎ها و فرایندها و نهادها باید به طریقی ایجاد شوند كه شهروندان و گروهها بتوانند علایق، تفاوتها، حقوق و تكالیف خود را اعمال نمایند." 6

 

١ - Philip Selznik

1 - Mette Kjaer and Klavs Kinnerup,"Good Governance:How Dose It Relate to Human Rights?",In, Human Rights and Good Governance, Ibid,  p. 2.

3 - Hans – otto Sano, et al; 2002,"Good Governance:How Dose It Relate to Human Rights?",In, Human Rights and Good Governance,Ibid, p. 7.

4 _  Ibid.

5 _   Ibid,p.8.

6 . گزارش نهمین جلسه كشورهای OSCE بخارست 10-6 جولای 2000 تحت عنوان:

Good Governance: Regional Co-operation, Strengthening Democratic Institutions, Promoting Transparency, Enforcing the Rule of Law and Combating Corruption”,


هرمز یزدانی زنوز